اطلاعــیه پرتال اینترنتی دبیر در جهت ثبت در ساماندهی
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کاربران عزیز سایت دبیر / سایت دبیر به ادرس اینترنتی (daabir.ir) در سایت ستاد ساماندهی اینترنتی کشور به ثبت رسیده است و فعالیت سایت مطالبق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد
قوانین سایت دبیر
مطالب به صورت خودکار جمع‌آوری می‌شوند و مسئولیت محتوای آن‌ها با ناشران خبر است. با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی، و با عنایت به اینکه سایت دبیر مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مؤلفان در قانو ن فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوای خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.


مطالب مهم




دانلود رمان متاهل (جلد اول)


در این مطلب از سایت دبیر در خدمت شما کاربران عزیز هستیم
دانلود رمان متاهل (جلد اول) اختصاصی یک رمان

دانلود رمان متاهل (جلد اول)

خلاصه :
هیچ‌کس نمی‌دونه که عشق چه‌طور اونو پیدا می‌کنه و چه‌طور قلب سیاه شده‌ی پسری که از همه چی خسته‌ هست رو دوباره زنده می‌کنه، پسر داستان ما معنی کلمه‌ی خوشبختی رو خیلی وقته یادش رفته و تا می‌خواد اونو یاد بگیره خبری از گذشته و دروغی پوشالی همه چیز رو نابود می‌کنه… زنی که فیلسوف بوده و طرد شده؟! پسر داستان ما آرمان وقتی حقیقت رو می‌فهمه که نازنینش… متاهله…!

سبک:درام
سطح رمان:برگزیده

پیشنهاد می شود :

دانلود رمان جان به نیمه جان بده

مقدمه:

زخم زدی بر دل من
آه از این زخم سیاه
ریشه زدی تیشه زدی
وای از این بخت سیاه
(شاعر: سیده پریا حسینی)

قسمتی از متن

توی خونه مشغول پیانو زدن بودم که چشمم به ساعت افتاد و دستام از حرکت افتاد.
چه‌قدر دوست داشتم این ساعت نرسه و این روز اصلا نیاد!
با حرص از جا بلند شدم و رفتم طبقه بالا تو اتاقم و چند دست از لباسامو بیرون آوردم و نگاهی بهشون انداختم.
کدومشون برای رفتن به مراسم ختم قلبم بهتره؟
پوزخندی زدم و یه بلوز و شلوار مشکی رو انتخاب کردم و پوشیدم .
نگاهی تو آیینه به خودم کردم به به چی‌شد، خیلی خوبه آدم برای مهمونی عشقش این‌طوری تیپ بزنه نه؟ مهمونی عشقش که نه مهمونی عشقش و معشوق عشقش!
یه زنجیر نقره‌ای دور گردنم انداختم و موهای مشکی و فرم رو کمی مرتب کردم؛ بعد سوییچ ماشین رو برداشته و از خونه بیرون رفتم.
سوار ماشین شده و روشنش کردم و راه افتادم .
تا رسیدن به خونه مامان اینا کلی این پا اون پا کردم، همش با خودم می‌گفتم یه جوری بپیچونم و نرم مثلا بگم سرماخوردم دارم می‌میرم !
اما نه! دوست داشتم ببینم لاله دختردایی عزیزم و امیرسام چه‌قدر بهم میان!

پیشنهاد می شود :

رمان قاصدک من | دختر علی كاربر انجمن يك رمان




پیشنهاد میشه بخونید : برای مشاهده جزئیات کامل این خبر «دانلود رمان متاهل (جلد اول)»اینجا را کلیک کنید. شفاف سازی:خبر فوق در سایت منبع درج شده و صرفا در این سایت بازنشر شده است .چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید جهت حذف آن «اینجا» را کلیک کنید.


قابل توجه کاربران عزیز دبیر:
اگر در شرح مطلب لینک های دانلود غیرفعال بود کافیه روی دکمه منبع مطلب در پایین کلیک کنید

دسته بندی دبیر

توضیح تصویر

اخبار برگزیده

هم اکنون میخوانند ..

بستن تبلیغ